مقدمه[1]
در این نوشتار سعی شده است تا با استفاده از روشxadهای کیفی به مطالعه نهادهای رسانهxadای و در راس آنها نهادهای رسانهxadای که مسئولیت پخش اخبار را بر عهده دارند، پرداخته شود. در اینجا تاکید بر این موضوع است که انتخاب روش، بیش از هر چیز هنگام نزدیک شدن به موضوع است که انتخاب میxadشود. به این معنا که بسته به موضوعی که انتخاب میxadکنیم، و شرایط و مقتضیات زمانی و فضایی آن و همچنین بسته به پاسخی که قصد پاسخ گفتن به آن را داریم، روش تحقیق متناسب با آن نیز انتخاب میxadشود.
با این حال، نتیجه مطالعات نشان میxadدهد که مهمترین کارهای صورت گرفته در رابطه با مطالعه اخبار، کیفی هستند. از بعد نظری مهمترین سوالاتی که درباره مطالعه اخبار صورت گرفته است شامل موارد زیر میxadشود:
· فرآیندها: رابطه بین اخبار و ایدئولوژی: شیوهxadهای بازتولید خبر و نیز تغییر در ایدئولوژیxadهای به واسطه بازنمایی اخبار چگونه است.
· تاثیر اخبار بر افراد یا نهادها: روش مطالعه فرآیندهای کنشxadهای متقابل نمادین در سطح خرد
· چگونگی خوانش اخبار و چگونگی انتشار اخبار
بر همین اساس، یکی از مهمترین سوالات در این حوزه این است که اصولا "خبر" چیست؟ شیوهxadهای پاسخ گفتن به این سوال تا حدود زیادی میxadتواند روش پژوهش ما را مشخص کند.
در اوایل قرن بیستم جامعهxadشناسان برای پاسخ به این سوال به سمت رویکردهای پدیدارشناختی روی آوردند و از تحلیل محتوا فاصله گرفتند. بنابراین، از این منظر، خبر به مثابه یک پدیده مورد مطالعه قرار گرفت. همانطور که به شکل کاهشxadگرایانهxadای میxadتوان گفت که هنر همان چیزی است که در گالریxadها به نمایش درمیxadآید، اخبار هم همان چیزی است که تبلیغات تجاری نباشد و در یک رسانه خبری ارائه شود. اگر بخواهیم کمی همین منطق را پیش ببریم، یعنی اینکه چه چیزی در این رسانهxadهای خبری پخش میxadشود، خود به خود به سمت تحلیل محتوا پیش خواهیم رفت. یعنی یک تعیینxadگرایی نظامxadمند از آنچه به مثابه خبر انتشار میxadیابد.
به هر حال، به نظر میxadرسد که چنین رویکردی پذیرفتنی نیست. اولین جامعهxadشناسان تاکید داشتهxadاند که اخبار چیزی بیش از مواردی است که در روزنامهxadها منتشر مxadشود. برای نمونه ماکس وبر تحلیلی مقایسهxadای بین اخبار در آلمان و اخبار متفقین در دوره جنگ جهانی اول انجام میxadدهد. وبر معتقد است که روزنامهxadنگاری همچون سیاست است و سیاست یک حرفه است. او معتقد است که اخبار اطلاعات صرف نیستند. همچنین روزنامهxadنگاران صرفا متخصصان مربوط به اطلاعات یا رسواییxadها نیستند، بلکه آنها سیاستمدارانی حرفهxadای هستند.
همچنین روزنامهxadها نیز شرکتxadهایی سروایهxadداری و سودده نیستند، بلکه سازمانxadهایی سیاسی هستند که به مثابه یک کلوب سیاسی عمل میxadکنند. از نظر وبر صحبت کردن درباره اخبار، صحبت کردن درباره سیاست است.
اما رابرت پارک، جامعهxadشناس آلمانی- آمریکایی، سوالات متفاوتی نسبت به وبر مطرح میxadکند. به این خاطر که زمینه فکری او با وبر متفاوت است. پارک به یک مساله اجتماعی در آمریکا، یعنی رشد شهرنشینی در نتیجه مهاجرت اروپائیان به آمریکا و مهاجرت درونی اشاره میxadکند. پارک بیشتر به دنبال کارکردهای خبر در میان گروهxadهای مختلف اجتماعی بود تا ماهیت خبر. به عقیده پارک کارکرد خبر مانند جارچیانی است که اعلام میxadکنند ساعت 10 شب است و همه جا در امن و امان است. سپس به زمینه اجتماعی آن زمان شیکاگو، یعنی عدم همبستگی اجتماعی بین گروهxadهای مختلف و نقشی که اخبار در این زمینه میxadتواند ایفا کند، اشاره میxadکند. از نظر پارک کارکرد اخبار ایجاد انسجام اجتماعی است. هدف خبر این است که هر کسی بداند در محیطxadاش چگونه عمل کند و از این رو یک هویت مشترک را خلق کند.
زمینه اجتماعی که پارک در ان بزرگ شده بود، یعنی آلمان، و حرفه روزنامهxadنگاری او باعث میxadشود تا وی خبر را در بطن فرهنگ قرار داده و در زمینه ادبیات به مطالعه آن بپردازد. پارک معتقد بود که اخبار میxadتوانند جایگزین داستانxadهای کوتاه به مثابه شکلی از ادبیات شوند. هر چند که این قضاوت پارک اشتباه بود، اما یک بعد بسیار مهم و ناپیدا از خبر را آشکار ساخت: اخبار داستان هستند. اخبار از منطق دورنی خودش پیروی میxadکند. بنابراین از این بعد میxadتوان به این پرسش که خبر چیست؟ پاسخ دهد.
این بعد از مطالعه خبر عمدتا تا دههxadها مغفول ماند. تا اینکه موریس جاتویتز دو تغییر عمده در کارهای پیشین ارائه داد. یکی تغییر در روش بود و دیگری تغییر در تمرکز نظری. او برای مطالعه اجتماعات خبری به صورت همزمان از دو روش کمی و کیفی بهره جست و از مشاهده مشارکتی صرف دست کشید. به نظر او استفاده از تکنیکxadهای مصاحبه بسیار ابتدائی هستند.
در سرتاسر دههxadهای 50 و 60 و به ویژه در آمریکا، مطالعه تجربی اخبار بر جنبهxadهای پژوهشxadهای ارتباطاتی –چه کسی؟ چه میxadگوید؟ به چه کسی؟ با کدام کانال؟ و به چه تاثیری؟- متمرکز بود. روش اکثر این پژوهشxadها نیز تحلیل محتوا بود و یا اینکه از تبییناتی کمی مانند دروازهxadبانی خبر استفاده میxadشد. در این سالxadها توجه کمتری به مشاهده مشارکتی میxadشد.
مطالعات خبر همیشه به نوعی بازنمایی شرایط سیاسی بوده است. در اواخر دهه 60 که مصادف با اختلافات درونی بسیار زیاد در کشورهای سرمایهxadداری بود، پژوهشگران مجددا به سمت پژوهشxadهای کیفی گرایش یافتند تا مسائل انتقادی درباره اخبار، جامعه و فرهنگ را مطرح کنند. در دهه 1980 روشxadهای کیفی مانند تحلیل گفتمان مطرح میxadشوند. از آنجا که بسیاری از پژوهشxadها درباره سازمانxadهای خبری بعد از دهه 1960 انجام شدند، تحلیل گفتمان بر اهمیت ایدئولوژیک اخبار تاکید داشت. در نهایت تحلیلxadهایزبانxadشناختی و محتوای اخبار برخی پرسشxadهای معرفتxadشناختی را مطرح کردند.
مطالعه سازمانxadهای خبری:
در دهه 1960، بحران موشکی کوبا، جنبشxadهای حقوقی و مدنی و جنگ ویتنام، مجموعهxadای از مطالعات مربوط به مشاهده مشارکتی سازمانxadهای خبری را باعث شد. بسیاری از این مطالعات بر این امر تاکید داشتند که چگونه فرآیندهای ساخت خبر متاثر از معنایی ایدئولوژیک هستند.
در این دهه، نژادپرستی، جنگ در ایرلند شمالی، ضد اتحادیهxadگرایی، دیدگاهxadهای محافظهxadکارانه درباره ناهنجاریxadها باعث ترویج مشاهده مشارکتی با نتیجهxadگیریxadهای مشابه شد.
این پژوهشxadها از سه جنبه با مطالعات پیشین متفاوت بود. اول واحد تحلیل آنها بود که بر گزارشگر سردبیر تاکید نداشتند، بلکه عمدتا سازمانxadهای خبری را به مثابه یک نهاد پیچیده مطالعه میxadکردند.
دوم، اینکه هر چند این مطالعات از زبان خنثی علمی پیروی میxadکردند، اما صراحتا سیاسی بودند. محققان این پژوهشxadها به دنبال فهم این امر بودند که چگونه اخبار توسط تفاسیر رسمی از رویدادهای بحثxadبرانگیز مورد حمایت قرار میxadگیرند.
سوم، این مطالعات گاها به صورت صریح و گاهی ضمنی، مسائل معرفتxadشناختی مهمی را مطرح میxadکردند: سازمانxadهای خبری چگونه آنچه را که میxadدانند، میxadدانند؟ آنها بر اساس این مساله که این سازمانxadها واقعیت را چگونه تعریف میxadکنند، ایدئولوژیxadهای مربوط به اشتراک در امر واقع را هم در اخبار و هم در جامعهxadشناسی آمریکایی به پرسش کشیدند. هر چند که مطالعات مهمی در بریتانیا و آمریکا انجام میxadشد که از مطالعه مشارکتی استفاده میxadکردند، اما این مطالعات تکنیکxadها را به شیوهxadهای متفاوتی به کار میxadبردند.
در اینجا موضوعات متعدد دیگری مطرح میxadشوند مانند تاکید بر کارکنان خبری، هم داخل و هم خارج از اتاق خبر، فرایندهای مربوط به ویراستار و انتشار، ورود تلویزیون به عرصه خبر، توجه به جلسات ویراستاری صبح، همچنین مواردی مانند نگرشxadهای سیاسی گزارشگران، منابع خبری و مواردی از این دست مطرح میxadشوند. در ادامه تاچمن شیوه از مشاهده مشارکتی را توضیح میxadدهد که توسط دو نفر که در روزنامهxadها مشغول به کار بودهxadاند ارائه شده است. لستر، کسی است که سعی کرده است تا در مشاهده مشارکتی به کراندد تئوری نزدیک شود. از این حیث او فرضیاتی را مطرح میxadکند و سپس به صورت نظامxadمند دادهxadها را جمعxadآوری کردت تا فرضیات را بیازماید. این نوع مشاهده مشارکتی مدعی است که بین نظریه و دادهxadها ارتباط بسیاری نزدیک برقرار میxadکند. فیشمن، نفر دیگر مورد نظر تاچمن، به تحلیل محتوا متوسل شده است که به او کمک میxadکند تا فرضیاتش را در این زمینه بیازماید. فیشمن با استفاده از این روش قادر شد تا نگاه جامعxadتری به برخی از پراکسیسxadهای خبری داشته باشد. به اعتقاد تاچمن هر کدام از مشاهدات مشارکتی ممکن است به دیدگاه یک نفر از درون سازمان کمک کند، اما میxadتواند توانایی خود را برای سایر ابعاد و فرآیندهای ویراستاری مختل کند. برخی مشاهدات ممکن است بسیار طولانی مدت و کسل کننده شوند.
گزارشگران و منابع
در این بخش بر مطالعاتی تمرکز شده است که تاکید دارند سازمانxadهای خبری به شدت به منابع قانونی و رسمی وابسته هستند. از همین رو خبر محصول معامله بین روزنامهxadنگار و منابع آنها است. منبع اصلی واقعیت برای خبر آن چیزی است که نمایش داده میxadشود و یا آنچه در جهان اتفاق میxadافتد نیست. واقعیت خبر در نوع و ماهیت روابطی فرهنگی و اجتماعی که بین روزنامهxadنگاران و منابع آنها توسعه یافته است، نهفته است.
بنابراین در اینجا تاکید بر سیاستxadهای دانش است. بر همین اساس، برخی از مطالعات بر رویدادهایی که توسط گزارشگران انتخاب نشدهxadاند، تمرکز دارند. همچنین حسن بالای این گزارشxadها که از روش مشاهده مشارکتی استفاده شده است، مذاکرده بین گزارشگر و منابع نیز هست. هر چند منابع سعی دارند تا به انحاء مختلف بر گزارشگران تاثیر بگذارند، در این راستا پژوهشxadهای کیفی تاریخی بر اهمیت مذاکره با منابع تاکید دارند.
مطالعاتی که به روش کیفی در مورد اخبار صورت گرفته است، نشان میxadدهند که دیدگاه مقامات در گزارشxadهای خبری گنجانده میxadشود و به خوانش مرجح اخبار تبدیل میxadشود. از این رو محتوای اخبار ایدئولوژیک هستند. با این حال، همین تحقیقات نشان میxadدهند که خوانندگان و بینندگان ممکن است خوانش مرجح را نپذیرند و اعتبار آن را زیر سوال ببرند.
تاثیر به مثابه فرآیند
اگر خوانشxadهای میxadتوانند مخالف باشند چرا فرآیندهای تولید خبر مهم هستند؟ گامسون با استفاده از یک رویکرد ساختxadگرایانه نشان میxadدهد که این امر ریشه در غلظت نمادین چارچوبxadهایی دارد که ذاتی گفتمان رسانهxadای هستند. گامسون معتقد است گفتمان رسانهxadای را میxadتوان به مثابه مجموعهxadای از بستهxadهای تفسیری درک کرد که به یک مساله معنایی میxadبخشند. هر بسته ساختاری درونی دارد. این بستهxadها در مرکز خودشان یک ایده یا چارچوب سازمانxadیافته محوری دارند که به رویدادهای مرتبط معنا میxadدهند و تعیین میxadxadکنند که چه چیزی میxadتواند به عنوان یک مساله تلقی شود. این چارچوب بر مجموعهxadای از موقعیتxadها دلالت دارد نه یک موقعیت منفرد. این مجموعه موقعیتxadها عموما به میزانی اجازه بحث و مجادله در میان موضوعات مختلف را که در میان مردم مشترک است میxadدند. اما مسائل مختلفی در این حوزه رخ میxadدهد که ورای جهتxadگیری نسبت به محتوا است. برای مثال اینکه مساله چه باید باشد را رسانهxadها تعیین میxadکنند و این رسانهxadها هستند که مشخص میxadکنند مردم درباره چه موضوعی بحث کنند.
نقد مقاله
نوشتار بالا، با وجود اینکه به شکل مناسبی تاریخچه مختصری از کاربرد روشxadهای کیفی برای مطالعات رسانهxadهای خبری ارائه میxadدهد و نیز نحوه شکلxadگیری این روشxadها را بر اساس زمینه اجتماعی محققان و پژوهشگران و سوالاتی که با آن مواجه هستند شرح میxadدهد، اما آشکار است که تحولات اخیر به ویژه تحولاتی که نتیجه ورود تکنولوژیxadهای نوین ارتباطی و در راس آن اینترنت شکل گرفته است را از قلم انداخته است. البته بخش عمدهxadای از این فقدان به این موضوع مربوط میxadشود که این مقاله و کل کتاب در سال 1991 نگارش شده است و به همین دلیل عمدتا تحقیقات آن مربوط به رسانهxadهای قدیمی چون روزنامه، تلویزیون و رادیو است.
واقعیت این است که با ورود اینترنت به عرصه رسانه خبری تغییرات بنیادینی در حوزه مطالعات رسانهxadای به ویژه در حوزه خبر شگل کرفته است. برای مثال، ورود اینترنت به عرصه خبررسانی باعث شده است تا سازمانxadهای رسانهxadای تحولات عظیمی را شاهد باشند به طوری که ما دیگر نیازمند سازمانxadهای بزرگ و سلسه مراتبی که کار خبررسانی را انجام میxadدهند مواجه نیستیم و یا اینکه این سازمانxadهای طویل و بزرگ امروزه در تقابل با پایگاهxadهای خبری کوچکتر با چالشxadهای بسیار زیادی مواجه شدهxadاند. امروزه، یک پایگاه خبررسانی ممکن است تنها توسط یک نفر اداره شود.
آنلاین بودن و لحظهxadای بودن ارائه اخبار و قابلیت اصلاح آنان در هر زمان ممکن رقابت در عرصه اطلاعxadرسانی را بسیار تشدید کرده است. به همین دلیل مشاهده میxadشود که رسانهxadهایی سنتی مانند تلویزیون و رادیو، در عرصه اطلاعxadرسانی از فضای مجازی عقب مانده و گاها پیرو پایگاهxadهای خبررسانی مجازی شوند. مساله مهم دیگر درباره مطالعه اخبار رسانهxadای این است که در برخی مواقع، حتی مرزهای صریح قبلی بی رسانهxadهای خبری و غیرخبری فروریخته است. برای نمونه گرچه فیس بوک یک شبکه اجتماعی مجازی است، اما به منبع موثق و قابل اعتمادی برای پیگیری اخبار تبدیل شده است. از همی رو دیگر، تعاریف قبلی برای موسسات خبری چندان قابل اعتماد به نظر نمیxadرسند.
از طرف دیگر قابلیت چند رسانهxadای بودن فضای مجازی باعث میxadشود که ما دیگر با تفکیک رسانهxadهای سنتی مواجه نباشیم. به این قابلیت میxadتوان ویژگی هایپرلینک بودن را نیز افزود که میxadتواند لایهxadهای مختلفی از متن را بر روی یک خبر ارائه دهد و از همین رو میزان اعتبار گزارش خبری را بسیار بالا ببرد.
از سوی دیگر، فضای نامحدود اینترنت، باعث میxadشود برخی مسائل که درباره گزینش اخبار مطرح بود کنار رود. برای مثال، در گذشته برخی از فرآیندهای دروازبانی خبر به علت کمبود و یا محدود بودن فضای رسانهxadای مطرح میxadشد، اما در فضای مجازی این مساله مطرح میxadشود و از این نیازمند این هستیم تا بازبینی جدیxadای در فرآیندهای دروازبانی خبر به عمل آوریم.
نکته مهم بعدی تحولی است که در حوزه روشxadشناختی مطرح میxadشود. بدیهی است که دیگر روشxadهای سنتی پژوهش مانند پیمایشxadهای واقعی نمیxadتواند جوابگوی تحولات به وجود آمده در این عرصه باشد. برای نمونه میxadتوان به روشxadهای پیمایش آنلاین و روشxadهای نمونهxadگیری آنلاین اشاره کرد که توسط دکتر عبداللهیان در دانشگاه تهران ارائه شده است. به این مساله میxadتوان موضوع مخاطب را نیز افزود. امروزه ما با ترکیب جدیدی از مخاطبان مواجه هستیم که به شدت گزینشگر بوده و گزینهxadهای بسیار زیادی برای انتخاب دارند. سن، تحصیلات و میزان آگاهی آنان نسبت به رویدادهای گذشته بسیار تغییر کرده است. به واقع هر یک از این ابعاد، امروزه، میxadتوانند تغییرات بنیادینی در روشxadهای کیفی پژوهش در علوم ارتباطات و به ویژه مطالعه سازمانxadهای رسانهxadای ایجاد کنند.
[1] این نوشتار خلاصهxadای از فصل سوم کتاب زیر است:
چاپ کتاب پروبلماتیک هویت در مطالعات فرهنگی...
ما را در سایت چاپ کتاب پروبلماتیک هویت در مطالعات فرهنگی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 70 تاريخ: دوشنبه 8 خرداد 1396 ساعت: 4:26